فيلمی از آرش رياحی
مروری بر فيلم
آن شب، تنها اطلاعاتی که از فيلم «خانواده در تبعيد» داشتم، در اين حد بود که موضوع آن دربارهی خانوادهای در تبعيد و ديدار دوبارهی چند تن از اعضای اين خانواده در مکه با يکديگر است. اين موضوع برای من بهسختی قابل تصور بود.


هنگام ديدن بعضی از صحنههايی که در آن گريهکنان، نامههای اقوام خوانده میشد و يا ويديوهايی از مراسم عزا و يا عکسهايی از درگذشتگان که بهدليل سادهی دوری، امکان وداع آخر نبود، موجب میشد که نه تنها در رديف صندلیهای ما در سينما، بلکه در رديفهای ديگر سينما نيز تماشاچيان نتوانند مانع ريختن اشکهای خود شوند. مدام پيش خود تجسم میکردم که در گذشته چه بر مادران و پدرمان گذشته، چرا که بسياری از آن شرايط برای خانوادههای ما نيز وجود داشته است.

بهويژه صحنههايی که در آن، ويژگیها و به نوعی تفاوتهای ميان اقوام نمايش داده میشود، تمام سينما را بهوجد آورده بود. مانند صحنهای که عمهی ساکن در ايالات متحده، زندگیاش را با سريال عشقی مقايسه میکند، يا پدر آرش، که باز کردن در يک شيشه کمپوت آلبالوی ترش را با «مبارزه» عليه جامعه برابر میداند و يا در آن صحنه که آرش با پدربزرگ و مادربزرگاش گفتوگو میکند و مادربزرگ میخواهد پدربزرگ را متقاعد کند که تنها انگيزهی ازدواج با او، تنها خود او بوده است.
تا به حال پيش نيامده که به سينما بروم و اينچنين متأثر و در عين حال خوشحال باشم. حتی اگر رياحی در مصاحبهاش گفته باشد که شناخت کامل خانوادهاش با ديدن اين فيلم امکانپذير نيست، بازهم تمايلی قلبی و باورنکردنی نسبت به آنها پيدا میکنی و علاقهمند میشوی بازهم بيشتر اين فيلم را ببينی.
اما بيش از هرچيز ديگری، دليل جذابيت فيلم يادآوری پيشينه و ريشهها و خانوادهمان بود و همچنين بخت بسيار بزرگ داشتن خانوادهای چنين بزرگ، که با وجود تمام تفاوتها و تمام فرهنگهای جديد و تأثيرگذار پيرامونی، در کنار هم باقی میمانند، مانند تک تک انگشتان يک دست.
[divider scroll_text=““]
گالری عکس
[fancygallery id=’exile-family-movie‘]
[divider scroll_text=““]

فيلم خانواده در تبعيد، مستندی است که- از اوايل دههی نود ميلادی تا اوايل قرن جديد- به تلاش يک خانوادهی متلاشی برای تحمل اين از همپاشيدگی میپردازد و اين امکان را نيز میدهد تا نگاهی استثنايی به «يک نمونه از داستان تبعيديان» داشته باشيم.
با وجود مخاطرهآميز بودن آن، پس از ٢٠ سال، يک ديدار مخفيانه در جايی صورت میگرفت که مورد سوءظن مقامات ايران نباشد: در مکه. از آمريکا، سوئد، اتريش و ايران به آنجا سفر کرده، میخندند، جر و بحث، آشپزی و شادی میکنند. فيلم پر است از درآغوش گرفتنها و بوسههای پياپی، و در عين حال نيز تقابل جوامع اسلامی و غربی.
اين فيلمهايی که در آغاز بهعنوان يادگاری گرفته شده بودند، تبديل به اجزای اصلی يک مستند از خانوادهای شاد و دوستداشتنی شدند. بهگفتهی آرش، پيش از زيارت، اين فيلم تنها برای خانواده من جالب بود، اما با تلاقی سه فرهنگ- آمريکايی، اروپايی و اسلامی- ناگهان تنشی بسيار بزرگتر بهوجود آمد، که بهمقدار زيادی بازگوکنندهی پيشداوریها، احترام و تفاهم متقابل بود.
از جمله جوايز تعلقگرفته به اين فيلم عبارتند از: کبوتر طلايی برای بهترين فيلم مستند بينالمللی، داک لايپزيگ ٢٠٠٦، بهترين مستند اتريش، دياگوناله گراتس ٢٠٠٦، هوگوی نقرهای برای بهترين فيلم مستند، جشنواره فيلم شيکاگو ٢٠٠٦.
آرش رياحی در شب نمايش فيلم حضور خواهد داشت و علی صمدی با او مصاحبه خواهد کرد.
اين فيلم بهزبان فارسی با زيرنويس آلمانی نمايش داده خواهد شد.

